پدر آمد دل شب گوشه ویرانه به خوابم
ریخت از دیده بسی بر ورق چهره گلابم

گفت رویت ز چه نیلی شده زهرای سه ساله
مگر از باغ فدک بوده به دست تو قباله

##########@@@@@@@

با اضطراب آمد و با التهاب رفت / كوچكترين شهيده كه غساله‏اى نداشت
وقتى كه از بساط گلويش گلايه كرد / آهى به سينه داشت، ولى ناله‏اى نداشت

رفت از شب خرابه و تشييع هم نشد / تنهاترين ستاره كه دنباله‏اى نداشت